تبلیغات
روح
الله موسوى خمینى، در سال 1280 شمسى و در سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا در خمین به
دنیا آمد، پدرش به نام آیت الله حاج آقا مصطفى كه براى تبلیغات اسلامى از خمین
خارج شده بود، در مسیر جاده تهران اراك به دست عوامل رضا شاه به شهادت رسید در
زمان شهادت، فقط هشت یا نه ماه عمر داشت
.
از این به بعد، مادر امام و عمهاش كه خانم دانشمندى بود و
برادرش آیت الله سید مرتضى پسندیده، كه ده سال از امام بزرگتر بود، سرپرستى امام
را بر عهده گرفتند.
بیش از پانزده سال از عمر امام خمینى نگذشته بود، كه عمهاش از
دنیا رفت، و چند ماه بعد، مادرش نیز چشم از جهان فرو بست . امام با اینكه با از
دست دادن عزیزانش، دچار رنجها و ناكامیها شد، هیچگاه خود را نباخت و در سایه
اعتماد به نفس، به كوشش در راه تكامل و پیشرفت تحصیل علم و كسب فضائل پرداخت.
امام تا سن هیجده سالگى نزد برادرش تحصیل كرد و بعد به اصفهان،
اراك و قم رفت و از محضر استادان علوم اسلامى استفاده كرد
. او در سن بیست و پنج سالگى به درجه بالاى اجتهاد رسید .
«محمد قاسم شیرازی» چهره شناخته شده و
تاجر معتبر شیراز به شمار می رفت(1). بعد از وفات حاج علی اکبر فرزند محمد قاسم
شغل پدر را پی گرفت، اما مدتی بعد اشتیاق به تحصیل او را به نجف اشرف رساند. البته
در نجف نیز فعالیتهای تجاری را ادامه داد. کشش درونی و همنشینی با اهل دانش سبب
شد تا حاج علی اکبر سعادت حضور در مکتب دانشورانی گرانمایه، چون علامه مولا حسین
بن محمد اسماعیل اردکانی، معروف به فاضل اردکانی (1235 - 1305 ه.ق) راه یابد(2).میرزا علی شیرازی
موطن: نجف اشرف
نام پدر : حاج علی اکبر
تاریخ وفات: 1375قمری
دوران
کودکی
حكومت تركمانان
قراقویونلو و آق قویونلو
از
اواخر دوره ى سلطنت ایلخانان در ایران ، قبایلى از تركمانان ، در طى لشكركشى هاى
مغول ، از حدود خوارزم و اطراف بحیره ى آرال و شرق بحر خزر به آسیاى غربى آمده و
در شمال غربى ایران ساكن شدند. آنان به تدریج قدرت یافته و از فترتى كه بعد از مرگ
ابوسعید بهادرخان ، پیش آمد استفاده نموده ، به دست اندازى به اطراف و تصرف شهرها
پرداختند.
چارلز
گرى مترجم چهار سفرنامه
ونیزیان ، در این باره مى نویسد:
پس
از مرگ تیمور، دو طایفه ى تركمان كه با هم رقابت داشتند، اماراتى در آذربایجان و دیار
بكر بنیان نهاده بودند، یكى از آن دو قراقویونلو یا سیاه گوسپندان و دیگرى آق
قویونلو یا سپید گوسپندان ، خوانده مى شدند و دشمن خونین همدیگر بودند .
نخست
قراقویونلوها به ریاست قرامحمد به روى كار آمدند و پس از او، قرایوسف در سال 812 -
813 ه . یوغ تسلط تیمور را شكست . اسكندر، فرزند قرا یوسف با شاهرخ جنگید و پس از
مرگ او، برادرش جهانشاه در سال 840 - 841 ه . بر اریكه سلطنت مستقر بودند. در این
سال ، رییس طایفه ى رقیب قراقویونلو، به نام اوزون حسین ، كه در دیار بكر
استقرار یافته بود، لشكر جهانشاه را در نبردى كه خود او در آن كشته شد شكست داد و
بدین ترتیب ، آق قویونلوها بر ایران تسلط یافتند. سلسله اى كه اوزون حسن بنیان
نهاد، بایندریه خوانده شده است .
If you born poor, it's not your
mistake. But if you die poor it's your mistake. بیل گیتس: اگر فقیر به دنیا آمدهاید، این
اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است. Swami Vivekananda In a day, when you don't come across
any problems, you can be sure that you are traveling in a wrong path. سوآمی ویوکاناندن در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی
مواجه نمیشوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت میکنید. William Shakespeare Three sentences for getting SUCCESS:
a) Know more than other. b) Work more than other. c) Expect less than other ویلیام شکسپیر سه جمله برای کسب موفقیت: الف) بیشتر از دیگران بدانید. ب) بیشتر از دیگران کار کنید. ج) کمتر انتظار داشته باشید. Adolph Hitler If you win you need not explain, But
if you lose you should not be there to explain. آدولف هیتلر اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی
توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی. Don't compare yourself with anyone
in this world. If you do so, you are insulting yourself. آلن استرایک در این دنیا، خود را با کسی مقایسه
نکنید، در این صورت به خودتان توهین کردهاید. Bonnie Blair Winning doesn't always mean being
first, winning means you're doing better than you've done before. بونی بلر برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن
نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است. Thomas Edison I will not say I failed 1000 times,
I will say that I discovered there are 1000 ways that can cause failure. توماس ادیسون من نمیگویم که ١٠٠٠ شکست خوردهام.
من میگویم فهمیدهام ١٠٠٠ راه وجود دارد که میتواند باعث شکست شود. Leo Tolstoy Everyone thinks of changing the
world, but no one thinks of changing himself. لئو تولستوی هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ
کس به فکر تغییر خویش نیست. Abraham Lincoln Believing everybody is dangerous;
believing nobody is very dangerous. آبراهام لینکلن همه را باور کردن، خطرناک است. اما
هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است. Einstein If someone feels that they had never
made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in
their life. انشتین اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ
اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده. Charles Never break four things in your
life: Trust, Promise, Relation & Heart. Because when they break they don't
make noise but pains a lot. چارلز در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را
نشکنید. اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن
آنها صدائی ندازد ولی دردناک است. Mother Teresa If you start judging people you will
be having no time to love them. مادر ترزا اگر شروع به قضاوت مردم کنید، وقتی
برای دوست داشتن آنها نخواهید
داشت.
عجایب
هفتگانه ی جهان 1-فانوس دریایی
اسكندریه2-هرم بزرگ جیزه3- غول رودس4- نیایشگاه آرتمیس5- معبد زئوس6- باغ های معلق
بابل7- آرامگاه هالیکارپناسوس 1- فانوس دریایی اسکندریه در مصر قرار داشت. برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای
رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین
جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره هایی
که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار میبرند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت
جانشین اسکندر، یعنی «بطلمیوس دوم» (۲۴۷ – ۳۰۴) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام «سوسترات» ساخته شد. آنچه تاریخ
درباره ارتفاع برج ذکر کردهاست باور کرد نی نیست. یونانیها میگویند در حدود ۲۷۲
متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفتهاند
ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به ۱۶ متر میرسید. این برج
روی پایهای چهارگوش که ۶۹ متر ارتفاع آن بوده از دیواری ۸
ضلعی و ۳۸ متری بالا رفتهاست که برج ۹
متری دیگری روی آن بنا شدهاست که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود.
فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن ۱۲
جایگاه فانوس دریایی بودهاست. در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله
شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو
شد و ازخرابههای آن هم چیزی به دست نیامد. گفته میشود بر روی برج یک آینه غول
پیکر نصب بودهاست.
زن
گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر زن گرفتم شدم ای دوست
به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر چه اسیری كه ز دنیا
شده ام یكسره سیر … من گرفتم تو نگیر بود یك وقت مرا با
رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر زن مرا كرده میان
قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر یاد آن روز كه آزاد
ز غمها بودم … تك و تنها بودم زن و فرزند ببستند
مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر بودم آن روز من از
طایفه درد كشان … بودم از جمع خوشان خوشی از دست برون
رفت و شدم لات و فقیر … من گرفتم تو نگیر ای مجرد كه بود خوابگهت
بستر گرم … بستر راحت و نرم زن مگیر ؛ ار نه شود
خوابگهت لای حصیر … من گرفتم تو نگیر بنده زن دارم و محكوم
به حبس ابدم … مستحق لگدم چون در این مسئله
بود از خود مخلص تقصیر … من گرفتم تو نگیر من از آن روز كه شوهر
شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام می دهد یونجه به من
جای پنیر … من گرفتم تو نگیر
دولت تیموریان
در
نیمه قرن چهاردهم م . (قرن هشتم هجرى )، تیمور وارد صحنه سیاست آسیاى میانه و
ماوراء النهر گردید. وى در جنگ هاى غارتگرانه خود مانند چنگیز و خان هاى جغتاى
آسیاى میانه ، مى كوشید منافع بزرگان چادرنشین مغول و ترك ، و بزرگان اسكان یافته
تاجیك را تامین و آنان را با هم آشتى دهد. تیمور درك مى كرد كه بزرگان مزبور، فقط
هنگامى كه از جنگ هاى خانگى صرف نظر كنند، پشتیبان یك دولت نیرومند مركزى خواهند
شد. دولت مزبور نیز، مى تواند با پشتیبانى نیروهاى نظامى آن بزرگان ، جنگ هاى
پردامنه و غارتگرانه اى را به منظور تسخیر كشورهاى دیگر به راه اندازد تا بزرگان
فئودال بدان وسیله ، اراضى جدید و غنایم فراوان به دست آورند. تیمور كه سخت مى
كوشید منافع طبقه ى فئودال ، بویژه گروه زمامداران ، یعنى بزرگان چادرنشین مغول و
ترك را تامین كند، نقشه وسیعى براى فتح و تسخیر اراضى ایران و هندوستان و قفقاز و
كشورهاى آسیاى مقدم (آسیاى غربى ) طرح كرد .
كلاویخو
در سفرنامه خود مى نویسد:
تیمور،
سایه وحشت بر كلیه سرزمین هاى تحت نفوذ خویش ایجاد نموده است .
حكومت خوارزمشاهیان
از
جمله دولت هایى كه به واسطه ى خدمت به دولت سلجوقیان ، به وجود آمد و نام
و نشانى كسب كرد. دولت خوارزمشاهى است . انوشتكین ، در نتیجه خدماتى كه به نضج
دولت سلجوقى انجام داد از طرف ملكشاه ، به حكومت خوارزم منصوب شد. (خوارزم منطقه
اى است بین رودخانه جیحون و كرانه ى شمالى دریاى خزر) پس از مرگ انوشتكین ،
سنجر، فرزند او قطب الدین محمد را در 490 هجرى به حكومت خوارزم
برگزید. این شخص خود را خوارزمشاه خواند و در تمام
دوران حكومت ، خود را مامور و مطیع سلطان سنجر دانست . پس از مرگ وى ، فرزندش اتسز، فرمانرواى
خوارزم گردید. اتسز در فضل و دانش معروف و مشهور بود. او در حكومت سلطان
سنجر به پایه هاى فوق العاده اى رسید .
اتسز،
موسس واقعى حكومت خوارزمشاهیان است . چه او و جانشینانش از هر فرصتى براى
كسب استقلال استفاده كرده اند. اتسز، در سال هاى اول فرمانروایى خود از سنجر
متابعت مى كرد؛ ولى بعدا، علیه سنجر قیام كرد. پس از آن كه سنجر
به دست تركان غز و قراختائیان در جنگ اسیر گردید، مقدمات مخالفت و رستاخیز حكومت
هاى تابع ، علیه سلجوقیان فراهم شد، و به تدریج حكومت هاى مستقلى در آذربایجان ،
فارس و خراسان تشكیل شد و موقعیت سلاجقه نزد خلفا به
كلى متزلزل گردید و مقدمات پیشرفت كار خوارزمشاهیان فراهم شد . پس از مرگ
اتسز، پسرش ایل ارسلان و بعد از او، تكش ، به هواى سلطنت برخواستند. علاء الدین
تكش ، كه وفات یافت . فرزند او، علاء الدین محمد، زمام امور را در دست گرفت .
اونـــا کــه میــمیرن مـیرن تــــو بــرزخ قـاطـی میشـن اهــل بهشت و دوزخ کـــار همـــــه اونجــــا بخـور بخـــوابــه تــــا روز آخــــر ، کــه حساب کتــابــه اونجــــــا یـــــــه سـیستم اداری داره واســــــه خودش ســاعت کاری داره سیـستِم اونجــــارو میگـــن عــالیــه کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه فــرشتــه ای هست کـه کارش اینه صُب تـــاشـب اونجـا بگیـــره بشینه
اگـــه یـه روز رفتی یه جــــای دنیـــــا واسه خودت ماشین خریدی اونجــــا یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــاشه صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــاشه وقتی کـــه پشت فرمونش نشستی خواستی بفهمن که کجایی هستی اوّل کـــــــــار واســــــــــه جلو پنجــره
احمد سلمان رشدی (به انگلیسی: Ahmed Salman Rushdie) (۱۹ ژوئن ۱۹۴۷) نویسنده و مقالهنویس
هندیالاصل تبعه انگلستان است. وی در بمبئی هند و در خانوادهای مسلمان به دنیا آمد. پدر او بازرگانی هندی است. سلمان رشدی در دانشگاه
کمبریج انگلستان تحصیل کردهاست و در حال حاضر تبعهٔ کشور انگلستان است. وی تا به حال چندین بار ازدواج کردهاست. اوّلین کتاب سلمان رشدی، گریموس، در سال ۱۹۷۵ به چاپ رسید که مورد استقبال مردم قرار نگرفت. دومین
اثر او کتاب بچههای
نیمهشب است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد، برندهٔ جایزه بوکر شد، و سالها بعد در سال ۱۹۹۳ برندهٔ جایزه بوکرِ بوکرها شد که به این معنی بود که این
کتاب بهترین اثر از میان رمانهای برنده جایزه بوکر در ۲۵ سال اول اعطای این جایزه
است. وی نخستین بار با کتاب بچههای نیمهشب به شهرت رسید
چرا برای ترک ها جوک میسازند !!!!! اولین چاپخانه در سال 1227 توسط
شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و 12 سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس
گردید. برای اولین بار کتب خارجی در تبریز
ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،... . اولین رمان ایران به نام((ستارگان
فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته
تحریر در آمد. اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا
زنوزی تبریزی نوشته شد. اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان
خازن لشگردر سال 1312 در تبریز تاسیس شد. اولین سینمای ایران پس از پنج سال از
اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.
ریشه عبارت
"زیر آب زنی" از کجا آمده؟
زیرآب ، در
خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت .
زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب ، آن را باز می کردند
. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می
رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود .
در همان زمان وقتی با کسی
دشمنی داشتند.
برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی
را که در حوض دارد از دست بدهد . صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد
چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت :
« زیرآبم را زده اند. »
آخرین پست ها